وقتی صیاد تصمیم می‌گیرد از دریا چیزی نگیرد

در سلخ قشم، جایی که دریا بخشی از زندگی و روزی مردم است، آخرین روز تیرماه با یک اتفاق متفاوت همراه می‌شود؛ صیادها یک روز تور و قلاب را کنار می‌گذارند، ماهی و دیگر آبزیان را از سفره حذف می‌کنند و به جای صید، آغاز سال تازه صیادی را با آیینی به نام «نوروز صیاد» جشن می‌گیرند؛ رسمی که در آن، رابطه مردم با دریا برای یک روز از «گرفتن» به «نگرفتن» تغییر می‌کند.

میراث آریا: اگر یک روز صبح به ساحل سلخ بروید و ببینید دریا آرام است، قایق‌ها سر جایشان هستند و هیچ توری روی آب نیست، احتمالاً فکر می‌کنید هنوز کسی برای صید نرفته است.اما اینجا ماجرا فرق دارد.صیادها بیدار شده‌اند. قایق‌ها هم آماده‌اند. دریا هم مثل هر روز روبه‌روی روستاست.
فقط امروز قرار نیست کسی چیزی از آن بگیرد.نه ماهی، نه میگو، نه هیچ آبزی دیگری.
برای یک جامعه صیادی، این تصمیم ساده‌ای نیست. چون در سلخ، در جنوب جزیره قشم، دریا فقط منظره روبه‌روی خانه‌ها نیست؛ بخشی از زندگی مردم است. روزی و کار بسیاری از خانواده‌ها به آن گره خورده و زمان صید هم سال‌هاست با تغییرات دریا و فصل‌ها سنجیده می‌شود.
با این حال، در آخرین روز تیرماه، یک روز در تقویم صیادان سلخ هست که دریا از «محل کار» به چیزی شبیه یک مهمان تبدیل می‌شود؛ مهمانی که کسی قرار نیست در آن روز از او چیزی بخواهد.این روز را «نوروز صیاد» می‌نامند.
نوروز صیاد، نوروزی نیست که با تحویل سال نو و سفره هفت‌سین شروع شود. در گاه‌شماری سنتی صیادان جنوب، این روز پایان یک چرخه و آغاز فصل تازه‌ای از سال صیادی است. منابع مربوط به آیین نیز آخرین روز تیرماه را زمان برگزاری آن و شروع فصل جدید صید معرفی کرده‌اند.
اما چیزی که این نوروز را متفاوت می‌کند، کاری است که مردم در آن انجام نمی‌دهند، صیادی.
در این روز، صید کنار گذاشته می‌شود و خوردن ماهی و دیگر آبزیان نیز در میان مردم رسم نیست. در روایت محلی، ماهی‌ها در این زمان فرصت پیدا می‌کنند نسل خود را افزایش دهند و به همین دلیل، دریا باید برای مدتی کوتاه از تور و قلاب خالی بماند.این روایت را نمی‌شود به‌عنوان توضیح علمی درباره زمان زادآوری ماهی‌ها مطرح کرد. این، یک باور محلی است؛ باوری که طی نسل‌ها در میان مردم مانده و به رفتاری جمعی تبدیل شده است و شاید برای فهم نوروز صیاد، همین نکته مهم‌تر از درست یا غلط بودن این باور باشد.چون آیین‌ها گاهی بیشتر از آنکه درباره واقعیت علمی جهان باشند، درباره رابطه آدم‌ها با جهان اطرافشان حرف می‌زنند.
مردم سلخ برای این روز فقط تورها را کنار نمی‌گذارند.گِلَک هم وارد مراسم می‌شود؛ خاک سرخی که در روایت‌های مربوط به نوروز صیاد، بر در خانه‌ها، دام‌ها و درختان استفاده می‌شده است. برای این کار نیز معناهای مختلفی در روایت‌های محلی آمده؛ از نشانه آغاز فصل تازه گرفته تا طلب برکت و سلامت.گِلَک، با آن رنگ سرخش، شاید یکی از ساده‌ترین تصاویر این آیین باشد؛ چیزی که از دور فقط لکه‌ای رنگی به نظر می‌رسد، اما برای مردم، نشانه رسیدن روزی متفاوت است.بعد، مردم راهی دریا می‌شوند.زن و مرد، پیر و جوان، وارد آب می‌شوند و آب‌تنی می‌کنند. در گزارش‌های مربوط به نوروز صیاد، باورهایی درباره دور ماندن از بیماری‌ها نیز برای این بخش از مراسم نقل شده است. این باورها را هم باید در چارچوب فرهنگ محلی دید، نه به‌عنوان خاصیت درمانی اثبات‌شده آب دریا.
اما نوروز صیاد قرار نیست در سکوت برگزار شود.موسیقی شروع می‌شود.رزیف یکی از بخش‌های شناخته‌شده مراسم است؛ اجرای گروهی همراه با آواز و حرکت که در مناسبت‌های مختلف جنوب ایران هم دیده می‌شود.بعد شوشی می‌آید؛ نمایشی طنز و بومی که فضای مراسم را از جدیت فاصله می‌دهد و به آن شکل دیگری می‌دهد. منابع مربوط به فرهنگ سلخ، شوشی را نوعی نمایش طنز بومی معرفی کرده‌اند.
در این نقطه، نوروز صیاد دیگر فقط داستان یک روز بدون ماهیگیری نیست.داستان یک جامعه است؛ جامعه‌ای که برای آغاز سال خودش، مجموعه‌ای از رفتارها و نشانه‌ها دارد.یک روز دریا را رها می‌کند.به آب می‌رود.گِلَک می‌زند.موسیقی خودش را اجرا می‌کند.می‌خندد و جشن می‌گیرد.و بعد، همه‌چیز تمام می‌شود.فردای آن روز، دوباره همان دریا محل کار است.
تور دوباره به آب می‌رود و قایق‌ها برای صید از ساحل فاصله می‌گیرند.همین‌جا است که نوروز صیاد برای من از یک مراسم محلی فراتر می‌رود.ما امروز وقتی درباره رابطه انسان و طبیعت حرف می‌زنیم، معمولاً از حفاظت، منابع طبیعی، ممنوعیت صید یا مدیریت ذخایر دریایی حرف می‌زنیم.اما مردم یک جامعه صیادی، رابطه‌شان با دریا را فقط با این واژه‌ها تعریف نکرده‌اند.آنها برای دریا در تقویم خودشان هم جا باز کرده‌اند.روزی برای گرفتن.و روزی برای نگرفتن.

انتهای پیام/

کد خبر 1405060900855
دبیر محمد آوخ

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha